لف) توضيح قداست و امر مقدس در اسلام: از نظر دين، هر فعل يا امري که جنبه الهي و صبغه ربوبي داشته باشد، مقدس است. «صبغه الله و من احسن من الله صبغه؛ هر چيزي که به هر نوع و ترتيبي داراي چنين رنگي باشد، امري مقدس است» (بقره، آيه 138).
قدسي بودن مبتني بر بهره مندي از صبغه و جنبه الهي در عقايد و اخلاق و افعال فردي و اجتماعي است و آن نيز در پرتو حسن و نيکويي فعل و فاعل به دست مي آيد. بنابراين هر چيزي که صبغه ربوبي و جنبه الهي داشته و تحت نظارت و دستور خداوند متعال باشد از امور مقدس محسوب مي شود. حتي افعالي که انسان ها به مقتضاي طبيعت و نيازهاي طبيعي خود انجام مي دهند و در راستاي دستورات خداوند متعال است از امر قدسي شدن مستثنا نيست (ر.ک: نسبت دين و دنيا، آيت الله جوادي آملي، نشر اسراء، چاپ اول 1381، صص 100 - 89).
چنانکه امام صادق(ع) در اين باره فرمودند: «الکاد علي عياله کالمجاهد في سبيل الله؛ کسي که براي تأمين خانواده خويش تلاش کند، اجر او مانند پاداش مجاهد در راه خداست» (وسائل الشيعه، ج 17، ص 67).
دقت در حديث فوق و ساير احاديث بسيار متعددي که مشابه آن وجود دارد، نشان مي دهد که شرع با دخالت در امور دنيوي - حتي در امور ضروري بشر، همانند به دست آوردن مخارج زندگي - سبب مي شود بين امور دنيوي بشر و مفاهيم کاملا مقدس - همانند قرآن کريم، پيامبران و امامان و... - ارتباط برقرار و آنها نيز اموري قدسي و الهي شود؛ حتي ممکن است آن قدر ميزان تقدس و الهي بودن آنان بالا باشد که انسان به ياري آنها بتواند در معاد به بالاترين مدارج عالي بشريت و لقاي پروردگارش نايل آيد.
تشخيص امور مقدس مي تواند هم از طريق دلايل نقلي و آيات و رواياتي استفاده شود که براي اعمال خاصي نظير نماز، روزه، حج و جهاد و... ارزش و جايگاه ويژه اي قائل شده اند باشد و هم مي تواند از طريق دليل عقلي دين و حکم آن پيرامون اعمالي که مربوط به امور زندگي دنيوي و معيشتي جامعه است؛ صورت پذيرد. و در اين قبيل از اعمال و رفتار، هيچ فرقي بين امور مهم و غير مهم وجود ندارد؛ به گونه اي که از اعمال به ظاهر کم اهميت - مانند خوردن، آشاميدن، تفريح، مسافرت و... تا امور سرنوشت ساز اجتماعي نظير تهيه امکانات اقتصادي ملت، ارايه خدمات و بهداشت و درمان، حفظ امنيت داخلي و خارجي، قانونگذاري و... همه در صورتي که در راستاي تعاليم و ارزش هاي الهي بوده و صبغه ديني به خود گيرد و براي تحصيل قرب و رضاي الهي باشد مي تواند اموري مقدس شوند، گرچه درجه قداست آنها متفاوت است (ر.ک: نسبت دين و دنيا، همان، صص 94 - 93).
و بالاخره اين که؛ با همه ارزش و اهميتي که دين اسلام براي هدايت مردم و فهم درست و اقبال انسان ها به سوي خداوند متعال و تعاليم او قايل است، هيچگاه تقدس و ارزشي ماورايي دين و مقدسات ربوبي را بر ديدگاه ها، فهم ها و تلقي هاي آنان مبتني نمي کند؛ اينگونه نيست که قداست امري مقدس، بستگي به نظر و رأي مردم داشته باشد و براساس نظرات موافق و مخالف و توهم و خيال پردازي هاي اشخاص، قداست آنان در تغيير باشد، بلکه همانگونه که گذشت امور مقدس داراي پشتوانه مستقل و ثابت ديني هستند.
ب - مقدس بودن جهاد و دفاع در اسلام: از منظر اسلام، جهاد و دفاع از جايگاه ارزشي بسيار بالايي برخوردار بوده و در زمره مهمترين امور مقدس ديني به شمار مي آيند؛ شهيد مطهري در اين زمينه مي گويد: «اسلام ديني نيست که بگويد اگر کسي به طرف راست چهره ات سيلي زد طرف چپ را جلو ببر، و ديني نيست که بگويد کار خدا را به خدا و کار قيصر را به قيصر وابگذار، و همچنين ديني نيست که ايده مقدس اجتماعي نداشته باشد و يا کوشش در راه دفاع يا بسط آن ايده را لازم نشمارد. قرآن کريم سه مفهوم مقدس را در بسياري از آيات خود توأم آورده است: «ايمان»، «هجرت» و «جهاد». انسان قرآن موجودي است وابسته به ايمان و وارسته از هر چيز ديگر، اين موجود وابسته به ايمان براي نجات ايمان خود هجرت مي کند و براي نجات ايمان جامعه و در حقيقت براي نجات جامعه از چنگال اهريمن بي ايماني جهاد مي نمايد» (ر.ک: قيام و انقلاب مهدي(عج)، استاد مرتضي مطهري، تهران، انتشارات صدرا، 1374، ص 73).
امام علي(ع) در نهج البلاغه در اهميت جهاد مي فرمايد: «ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه؛ همانا جهاد دري از درهاي بهشت است که فقط به روي دوستان خاص خويش گشوده است» و در ادامه مي فرمايند: «و هو لباس التقوي؛ جهاد جامه تقوا است». تقوا يعني پاکي راستين و پاکي از آلودگي هاي روحي و اخلاقي که در خودخواهي ها و خودپسندي ها و خودگرايي ها ريشه دارند. به همين دليل، مجاهد واقعي با تقواترين باتقواهاست؛ زيرا هر کسي از جنبه اي پاک و متقي است. يکي از نظر حسادت، ديگري از نظر بخل و... اما مجاهد پاکترين پاک هاست؛ زيرا از هستي خود گذشته و آن را فداي دين و مردم خود کرده است؛ بنابراين دري که به روي مجاهدين باز مي شود با ساير پاکان متفاوت است.
سپس مي فرمايند: «و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه؛ جهاد زره نفوذ ناپذير خدا و سپر مطمئن خداست».
مسلما اگر ملتي مسلمان روحش روح جهاد باشد و هميشه مجهز به اين سپر الهي باشد، ديگر هيچ دشمن توانايي تجاوز و سلطه بر آنان را نخواهد داشت.
امام علي(ع) ضمن برشمردن آثار مثبت جهاد، به برخي آثار منفي که بر ترک آن مترتب است اشاره نموده و مي فرمايند: «آن که از جهاد به دليل بي ميلي و بي رغبتي روبرگرداند، خداوند جامه ذلت و روپوش بلا برتن او مي پوشاند و او را لگدکوب حقارت مي گرداند و حجاب ها و پرده ها روي بصيرت دل او قرار مي دهد و بينش را از او سلب مي کند، برخورداري از دولت حق به جريمه ترک جهاد از او برگردانده مي شود و به سختي ها و شدايد گرفتار مي گردد و از رعايت انصاف درباره اش محروم مي شود» (نهج البلاغه، خطبه 27).
از اين روست که پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «الخير کله في السيف و تحت ظل السيف؛ خير و برکت در شمشير و زير سايه شمشير است» (تهذيب الاحکام، شيخ طوسي، ج 6، کتاب الجهاد).
و در جاي ديگر مي فرمايند «آن که جهاد نکرده و لااقل انديشه جهاد را در دل خود نپرورده باشد، با نوعي از نفاق خواهد مرد» (ر.ک: قيام و انقلاب مهدي، همان، ص 79).
يعني اسلام از جهاد و لااقل آرزوي جهاد جدا شدني نيست؛ صداقت انسان مسلمان در اسلام خويش با اين معيار شناخته مي شود. در هر صورت بررسي آيات و روايات متعدد همه بيانگر جايگاه والاي ارزشي جهاد و دفاع در اسلام و قداست آن مي باشد. البته بديهي است اسلام دين رحمت و صلح و همزيستي مسالمت آميز است و وجود و وجوب جهاد در آن، صرفا جنبه اي تدافعي داشته و به هيچ وجه، تجاوزگري، ظلم و ستم به حقوق ديگران را تجويز نکرده و برنمي تابد (ر.ک: اصل منع توسل به زور، سيد ابراهيم حسيني، دفتر نشر معارف، قم 1382).
ج - دفاع مقدس: همانگونه که گذشت اصل جهاد و مبارزه در راه خداوند و دفاع از دين و کيان اسلامي از قداست ويژه اي در اسلام برخوردار است اما اين که آيا دفاع ملت مسلمان ايران در جنگ تحميلي از خود آيا از ديدگاه اسلامي مقدس شمرده مي شود يا نه نيازمند در نظر گرفتن چند موضوع است: يکم - اسلامي بودن نظام جمهوري اسلامي ايران: اثبات اسلامي بودن جامعه و نظام ما مبتني بر شناخت دقيق از جامعه و نظام اسلامي و ويژگي هاي آن از يك سو و تطبيق آن بر جمهوري اسلامي ايران مي باشد:
تعريف جامعهي اسلامي و ويژگىهي آن:
جامعترين تعريفي كه از جامعهي ديني وجود دارد اين است: جامعهي ديني، جامعهي است «دينباور»، «دين مدار»، «دينداور» و «مطلوب دين»(جامعهي برين، سيد موسي ميرمدرسي، چاپ اول، 1380، صص 209 - 210)..
جامعهي ديني جامعهي است كه شبكه روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي و اخلاقي آن بر اساس دين و آموزههي آن تنظيم شده باشد. جامعهي ديني جامعهي است كه در آن داوري با دين باشد و افراد آهنگ خود را هميشه با دين موزون كنند. جامعهي ديني دغدغهي دين دارد و اين دغدغه و احساس نياز به همسو كردن خود با دين، تنها به امور فردي و عباديات و اخلاق فردي محدود نمىشود: بلكه نسبت ميان دين و كليهي امور و روابط اجتماعي بايد سنجيده شود و داوري دين در همه خطوط و زوايي تمامي شبكهي روابط اجتماعي نافذ باشد(جامعهي ديني، جامعهي مدني، احمد واعظي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشهي اسلامي، چاپ اول، 1377، صص 88 - 90).
بر اين اساس ويژگىهي جامعهي ديني عبارتند از(حكومت ديني، حميدرضا شاكرين، انتشارات معارف). :
1ـ دينباوري و اعتقاد به آموزههي ديني.
2ـ تنظيم نظام حقوقي خود بر اساس دين (شريعتمداري).
3ـ داري نظام ديني است و جز حكومت ديني را برنمىتابد(نظام ديني).
4ـ در جامعهي ديني، مردم سلوك و رفتار فردي و اجتماعي خود را با دين موزون مىكنند و داوري دين را در اين باره پذيرايند(دينداوري).
5ـ چنين جامعهي قطعاً مطلوب و مورد رضايت دين نيز هست (مطلوب دين).
جامعهي كه بر اساس مؤلفهها و ويژگىهي فوق شكل گرفته باشد، جامعهي ديني است.
بر اين اساس مىتوان دو معيار اصلي بري جامعهي اسلامي نام برد:
1ـ افراد جامعه به دين مبين اسلام باور داشته و آن را در رفتار فردي و اجتماعي خود متجلي سازند.
2ـ كليه نظامهي حقوقي و ساختارهي سياسي بر اساس دين مبين اسلام تنظيم شده باشد.
نكتهي مهمي كه در اين جا قابل ذكر است، توجه به مراتب متعدد جامعهي اسلامي است. يعني اين كه به هر مقدار اين دو معيار فوق در جامعهي رعايت شود، درصد و ميزان اسلاميّت آن جامعه بالاتر مىرود.
در هر صورت با نگاهي به واقعيات جامعهي ايران بعد از انقلاب اسلامي مشخص مىشود كه جامعه ما از دو معيار اصلي جامعهي اسلامي برخوردار بوده است. زيرا اولاً اكثر افراد جامعه به دين مبين اسلام عقيده و باور داشته و دارند. و ثانياً نظام حقوقي و ساختار سياسي جامعه نيز بر اساس آموزههي دين مبين اسلام شكل گرفته است. چنانكه اصول قانون اساسي ايران نظير اصل دوم كه بيانگر توحيدي بودن نظام اسلامي، اهداف و آرمان هاي آن و اصل دوازدهم كه اسلام را دين رسمي اعلام مي كند و اصل پنجم كه در رأس نظام، ولي فقيه جامع الشرايط و نايب عام امام زمان(عج) حكومت را در دست داشته و ساير بخش هاي نظام از ايشان كسب مشروعيت مي نمايند.
دوم - کافر و متجاوز بودن حزب بعث و صدام: قبل از بررسي اين موضوع ابتدا لازم است به اين نكته توجه شود كه بايد بين صدام و حزب بعث حاكم در عراق، با ملت مسلمان عراق تفكيك گذاشت زيرا مردم عراق قطعا مسلمان بوده و كسي ادعاي كفر آنان را نكرده است، و يقينا آنان از مرام و اعمال حكومت بعثي صدام و جنگ با ايران راضي نبودند و چه در زمان جنگ و چه بعد از آن و حوادثي كه اكنون مشاهده مي نمائيم پاي بندي و علاقه خود را به دين مبين اسلام نشان داده اند. و ارتشيان عراق كه با ما در طول هشت سال جنگيدند، بر سه دسته اند:
1. بعثيان و كارگزاران حكومت صدام
2. افراد فريب خورده
3. اشخاص مجبور
از نظر فقهي حكم دسته اول و دوم كه كارگزاران و حاميان حكومت ظالم و جائر بعث بودند با حكم دسته سوم كه هيچ راه فراري از اجراي دستورات صدام نداشتند، متفاوت بوده و حساب جدايي دارند.
بعد از مقدمه فوق در مورد كافر بودن حزب بعث عراق و خصوصا صدام توجه شما را به نكات ذيل جلب مي نماييم:
حضرت امام خميني(ره) به عنوان فقيه و مجتهد اسلام شناس و مرجع تقليد جهان تشيع درباره صدام چنين فرمودند: «صدام حسين به حسب حكم شرعي كافر است و هم او طرفدار كفار است» (صحيفه نور، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ دوم، پاييز 1372، ج 7، ص 535)
اثبات اين حكم نيازمند بررسي مباني فكري و عقيدتي حزب بعث عراق و صدام از يك سو و عملكرد اين حزب در مقابل ملت مسلمان عراق و ايران اسلامي از سوي ديگر مي باشد.
1. مباني فكري و عقيدتي حزب بعث عراق و صدام:
اين حزب داراي مرام سوسياليستي بوده كه از همان ابتداي تأسيس خود، صراحتا مرام الحادي و انكار رسالت پيامبر اسلام(ص) را سرلوحه عقايد خود قرار داد؛ از نظر اعتقادي شعار معروفشان اين بود:
«آمنت بالبعث ربا لاشريك له و ميشيل نبيا ما له ثاني» يعني حزب بعث به عنوان خداوند لا شريك و به ميشيل عفلق به عنوان پيامبر بي نظير ايمان آورده ام!
اين شعار بارها در اوايل تأسيس حزب بعث عراق از گوينده راديوي آن رژيم شنيده شد. (جمهوري اسلامي، 3/6/81)
2. عملكردها و اقدامات غيراسلامي رژيم بعث و صدام:
الف) از نظر عملي هم عملكرد ننگين و سياه اين حزب از قبيل سرسپردگي به دنياي كفر و امپرياليسم، ظلم و ستم و اعدام جمع زيادي از مردم مسلمان و بي گناه عراق بالاخص فقهايي چون شهيد آيت الله صدر و شهداي بيت آيت الله حكيم و علماء و مراجع تقليد ديگري از قبيل آيات عظام شهيد سيدمحمد باقر صدر، شهيد ميرزا علي غروي و شهيد شيخ محمد علي بروجردي و ... ، بيانگر كفر و الحاد عملي اين حزب است.
ب ) راه اندازي جنگ تحميلي عليه حكومت اسلامي ايران به نمايندگي از استكبار و كفر جهاني از ديگر دلايل قطعي براي اثبات كفر اين حزب مي باشد . توضيح آنكه:
از ديدگاه فقهي هر كس كه بر امام و پيشواي عادل خروج كند و مسلحانه شورش كند، باغي و اهل بغي محسوب شده كه محكوم به كفرند و جهاد با آنان بر ساير مسلمانان واجب مي باشد. (فقه سياسي اسلام، ابوالفضل شكوري، ص 229) چنانكه قرآن كريم مي فرمايد: «و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احداهما علي الاخري فقاتلوا التي تبغي...» ؛ (سوره حجرات، آيه 9) يعني هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ بپردازند، در ميان آنها صلح برقرار كنيد و اگر يكي از اين دو بر ديگري تجاوز و ستم نمايد، شما با طايفهء باغي و ظالم پيكار كنيد، تا به فرمان خدا بازگردد و اگر طايفه ظالم تسليم حكم خدا شود و زمينه صلح فراهم گردد. و جنگ امام علي(ع) با ناكثين و مارقين و قاسطين نيز از نوع جهاد با بغاه بود. از نظر مصداقي بغاه و اهل بغي داراي موارد متعددي است كه يكي از آنان، جمعيتي است كه با تشكيلات سازمان يافته با اعمال فشار سياسي و تبليغاتي و نظامي و راه اندازي توطئه ها از خارج دارالاسلام و نفوذ در داخل بخواهند به صورت يك حركت خزنده مردم را عليه امام يا نايب بر حق او بشورانند و حاكميت دولت اسلامي را نقض و حكومت را ساقط كنند. (فقه سياسي، عباسعلي عميد زنجاني، ج 3، ص 336)
با توجه به اين ويژگي ها، عملكرد حزب بعث در راه اندازي جنگ تحميلي و تجاوز نظامي به جمهوري اسلامي قطعا از مصاديق بغي بوده كه به منظور ساقط نمودن حكومت اسلامي كه توسط ولي فقيه جامع الشرايط و نايب امام زمان(عج) تشكيل شده بود، راه اندازي شده بود و قطعا از نظر اسلام نه تنها دفاع در مقابل چنين گروه کافر و متجاوزي مشروع و واجب بوده، بلکه از ارزش و قداست ويژه اي نيز برخوردار است. چنانكه حضرت امام (ره) مي فرمايد: «شما براي حفظ اسلام داريد جنگ مي كنيد و او براي نابودي اسلام، الان اسلام به تمامه در مقابل كفر واقع شده است» (امام خميني و دفاع مقدس، سيد علي بني لوحي، ص 54) و يقينا اين موضع گيري حضرت امام(ره) در مقابل حزب بعث و صدام، چيزي جز ترجمه كلام خداوند متعال نيست كه مي فرمايد: «و قاتلو هم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين لله» (بقره، آيه 193).
تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان سایت شخصی علی احدی وند و آدرس ahadivand.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.